اجاق قشقایی
🏕من اجاق ایل قشقایی ام
من یک اجاقم. یک اجاقِ ساده که سالها در دلِ سیاهچادرهای قشقایی، زندگی را گرم نگه داشتم. هیزمهایم را از دلِ کوهها جمع میکردند و آتشِ من، قصه کوچ و زندگی ایل را مینوشت. اما سالها بود که خاموش مانده بودم. کوچ، دیگر به خوابِ کودکان ایل تبدیل شده بود.
تا اینکه امسال، در میان سکوتِ سالیان، دوباره صدای «قشقایلار گلینگ گدگ !» را شنیدم. این بار، مقصدِ ما، کربلا بود. من را روشن کردند. هیزمهایم را از دلِ ایران به اینجا آوردند. در هوایِ خاکآلودِ کربلا، آتشم شعله کشید.
من برای قشقاییها مقدس هستم. قسم به من، قسم به ناموس و اصالت است. ایل، به من قسم میخورد. من شاهدِ شادیها و غمهایشان بودم. شاهدِ پیمانهایشان و رازهایشان. حالا، در این خاک مقدس، من نه تنها یک اجاق، که یک شاهدِ جدیدم.
اینجا، من دیگر فقط یک اجاقِ ساده نیستم. من قلبِ تپندهی یک موکبم. کتری سیاهشده روی من آوازِ عشق میخواند. بویِ نانهای تازه که روی من میپزند، دلِ زائرانِ خسته را آرام میکند. گاهی هم بوی کباب میپیچد و من در دلم فریاد میزنم: «مهمانِ حبیبِ خداست!» و اجاق ایل روشن است
من یک اجاقم. اما در این موکب، تمامِ هستیِ ایل قشقایی را در خود دارم. من گواهی میدهم که ایل، همچنان زنده است. من گواهی میدهم که قشقاییها، دوباره کوچ کردهاند، اما این بار نه برای نان، که برای عشق.
🌺اجاق قشقایی ها میزبان زائران اربعین سیدالشهدا علیه السلام
🌻عضویت در کانال موکب قشقایی های ایران از طریق لینک
ایتا
https://eitaa.com/QASHQAImokeb